آنگ سانگ سوچی الگوی ما بود برای مبارزه با استبداد حاکم بر ایران؛ همیشه به بزرگان و رهبران دموکراسی خواهی، نمونه مقاومت سوچی را گوشزد می کردیم. حتی زمانی که سوچی از تحریم های بین المللی علیه حکومتِ وقتِ میانمار دفاع کرد، احترامم به او بیشتر شد و افسوس خوردم که چرا رهبران دموکراسی خواه ایرانی وارد دیالوگ با رهبران غربی نمی شوند.
اما برخی زود جایزه صلح نوبل می گیرند! حالا در حالیکه آن تصویرِ سوچی را بیاد می آورم این چند خط را می نویسم. و دقیقاً آن تصویر است که وادارم می کند همین چند خط را بنویسم. حدوداً هشت ماه است که سوچی پیروز شده و حزبش دولت میانمار را تشکیل داده است. با این همه، اخیراً ارتش میانمار در حال نسل کشی مسلمانان روهینگیا ست. گزارشهای سازمان های مستقل، نهادهای حقوق بشر و نمایندگان سازمان ملل هم حکایت از نسل کشی، شکنجه زنان و کودکان، آتش زدن روستاها، و کوچ اجباری اهالی این منطقه دارد.
مهم نیست که آنکه بر قدرت تکیه زده در حال نابودیِ چه مذهب یا قومی است، خواه نسل کشی یهودیان باشد، یا در مقیاسی کوچکتر محروم کردن بهاییان از تمام حقوق انسانی، نسل کشی علیه قوم توتسی در روآندا باشد یا آتش زدن روستاهای قوم روهینگیا در راخینه؛ وقتی که خبرنگار از حاکم وقت و مسئول چنین ستمی درچنان مقیاسی سوال می کند، همگی همین پاسخ آنگ سانگ سوچی را می دهند:
عملیات نظامی پاسخی به حملات تروریست ها علیه نیروهای امنیتی و دولتی است.

Advertisements