شاید بهترین تصویر از وضعیتی کنونی بریتانیا را ترکیب عکس و تیتر اول امروز «لیبراسیون»  بیان کند. تصویری از بوریس جانسون –آن زمان به عنوان شهردار لندن – که هنگام المپیک لندن در سال ۲۰۱۲ خواست مثل همیشه خوشمزگی کند و در بالای آن سیم، میان زمین و هوا مدتی گیر کرد.
بوریس جانسون به شوخ طبعی اشتهار دارد. همیشه به طنز، کنایه، و آیرونی صحبت می‌کند. پیش از ماجرای خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا، هر وقتی که او را (چه در مقام شهردار لندن و چه نماینده پارلمان) می‌دیدید، داشت صحنه‌ای از کمدی‌های یونانی اجرا می‌کرد.

IMG_20160625_003527
روزنامه دیلی میل که می‌خواهد او را توصیف کند می‌نویسد او شخصیتی همچون «بافون»*  دارد؛ یعنی مثل یکی از شخصیت‌های کمدی کلاسیک یونانی. کمدی یونانی سه شخصیت ثابت داشت، که یکی همین «بافون» که مضحک بود، زبان تندی داشت اما به شدت سرگرم کننده بود. دیگری «آیرون»**  بود که خردمندی بود که تظاهر می‌کرد کمتر می‌داند و همیشه شخصیت سوم و پرمدعای کمدی یونانی را شکست می‌داد و کلمه «آیرونی» *** هم از آن آمده است.
نوع طنزی که «آیرون» ارائه می‌کرد، پهلو می‌زند به آن آیرونی و طنز خردمندانه‌ای که سقراط به کار می‌گرفت. بوریس جانسون هم در آکسفورد کلاسیک‌ها را خوانده است و احتمالاً تفاوت این دو را به خوبی می‌داند.
با این همه او اکثر مواقع در مصاحبه‌ها و حضورهای عمومی‌اش سعی می‌کرد شخصیتی مانند بافون ارائه کند. بافون، سلف‌‌ همان شخصیتی است که در نمایشنامه‌های شکسپیر «ابله» است و در جاهای دیگر ملیجک، دلقک، جوکر و…
برخلاف آیرون، آنچه برای بوفان مهم است سرگرم کردن دیگران است. اتفاقاً حتی هنگامی که عکس فوق از بوریس را گرفته شد، باز هم مشغول سرگرم کردن حضار و ترغیب آن‌ها بود.
با این همه، جمعه صبح – پس از رفراندوم خروج از اتحادیه – که بوریس از منزلش در شمال لندن خارج شد، با مردمی مواجه شد که به جای قهقه زدن از راه رفتن و حرف زدنش، او را هو کردند. بوریس اول متعجب بود. بعد کم کم چهره‌اش غرق در ناباوری شد، و بعد بر سرعتش افزود و به سمت ماشینش دوید.
چه بوریس تا آخر تابستان نخست وزیر بشود یا نه، نماد بریتانیای کنونی است. بافون، شوخی را از حد گذرانده. رفته بر سیمی باریک و یک شوخی خرکی کرده است. درست است که برخی هنوز هم می‌خندند و اما دیگران از این شوخی برآشفته‌اند چون پرچم بریتانیا را هم با خودش بر بالای سیم برده است. بافون حالا بر سیم باریک گیر کرده و نمی‌داند چه می‌شود. ممکن است سالم به سر سیم برسد و پایش را بر زمین بگذراد، اما متاسفانه آن سمت سیم که شیب هم به آن طرف است، ارتباطش توسط خود بوریس قطع شده است و آن طرفی‌ها فریاد می‌زنند «موفق باشی» (تیتر لیبراسیون). حالا بوریس باید گیرِ سیم را آزاد کند، باید خلافِ شیبِ سیم حرکت کند، و تازه شاید پایش را سالم بر زمین بگذارد.
اگر چنین شود، اولاً بوریس دوباره پایش صحیح و سالم بر زمین است، ثانیاً بافون دوباره می‌تواند حضار را بخنداند، و ثالثاً آن پرچم‌های بریتانیا که توی دست‌های بوریس/بافون است دوباره به سرجای خودشان بر می‌گردند.
خلاصه اگر بوریس نتواند مخاطبانش را بخنداند، چیزی می‌شود همچون ترامپ. و این نه فقط بخاطر این است که هر دو مو‌ها و صورتی شبیه به هم دارند و این را مطبوعات بریتانیا دست گرفته‌اند.
پی نوشت: امروز برخی از همکارانش و ناظران می‌گویند، بوریس فکر نمی‌کرد برنده شوند. فقط می‌خواست حرکت و جنبشی ایجاد کند. شوخی بافون از حد در رفته و خودش مبهوت است.

* (buffoon)

**(eiron)

***(irony)

Advertisements