هفته پیش بسیار شلوغ بود و نتوانستم وبلاگ را بروز کنم. امیدوارم این هفته بتوانم بیش از یک مطلب در اینجا قرار دهم. در همین شلوغی، مشغول مرور بخشهایی از تاریخ زبان فارسی بودم و طبق معمول به ناتل خانلری سر زدم. مدتی پیش از “غیر زبانشناسانه” بودنِ کتاب “غلط ننویسیم” ابوالحسن نجفی نوشتم. در پایان هم به کنایه گفتم که “امر و نهی کردن در مورد صورت‌های مصطلح یک زبان در زمان‌های گوناگون، شاید از امور پیامبران باشد، اما علمای نظریه‌پرداز زبان‌شناسی چنین ادعایی نکرده‌اند”. از قضا، ناتل خانلری به چند نمونه از این رفتار رسولانه اشاره می‌کند:
«نوشته‌اند که چون دین اسلام انتشار یافت و ملت‌های غیر عرب مسلمان شدند و با تازیان اختلاط یافتند کم کم در گفتگو و نوشتن به زبان عربی از آنچه پیشتر میان آن قوم متداول بود انحرافی حاصل شد. این اختلاف در تلفظ در نظر عربها گناهی نابخشودنی بود. روایت کرده‌اند که مردی در پیشگاه پیغمبر (ص) لفظی را به غلط به کار برد. پیغمبر به یاران فرمود: “برادرتان را راهنمایی کنید که گمراه شده است.” همچنین نوشته‌اند که دبیری از جانب ابوموسی اشعری نامه‌ای به عمر نوشت که در آن خطایی لفظی بود. عمر در پاسخ نوشت که “دبیر را یک تازیانه بزن”.» (ناتل خانلری، تاریخ زبان فارسی، ص ۷۱)

بنابراین، احتمالاً کار مرحوم نجفی (و بسیاری دیگر) هم نوعی از بسطِ تجربه‌ی نبوی است.

 

 

Advertisements