دانشنامه ایرانیکا مدخل طنز [یا شوخی] (Humor) را این  گونه شروع می کند:

To make jokes and enjoy them is a universal human characteristic manifesting itself in all cultures and in many different forms.

تعریف ادعا می‌کند که خلق جوک و شوخی، و لذت بردن از آن یک ویژگی جهانشمول انسانی است که در تمام فرهنگ‌ها وجود دارد. ابتدا، کاملاً متفاوت با یک متن آکادمیک، نویسندهٔ مدخل یا خود دانشنامه هیچ استناد یا ارجاعی برای چنین ادعایی ارائه نمی‌کنند. البته چنین ادعا کردن‌هایی [بدون استناد] آفت عمده‌ای در نوشتن است و کم نیستند کتاب‌هایی که در آن می‌توان  ادعاهایی بدین عظمت یافت. نکته اول، همین اهمیت مستند کردنِ ادعاهای کوچک و بزرگ است.

دوم، اما چرا این ادعای عظیمی است؟ ماهیت ادعا، فلسفی است. فلسفه [و البته شخص فیلسوفان] در طول تاریخش اغلب ادعا داشته که احکامی جهانشمول برای تحلیل و تبیین جهان و مافیها ارائه می‌کند. همین مورد طنز برای این نوبت کفایت می‌کند:

سه جریان عمده و اصلی در طول تاریخ غرب برای بررسی طنز وجود داشته است: اول نظریه برتری (superiority) که افلاطون، ارسطو، و هابز (به ترتیب در فیلبوس، بوطیقا، و لویاتان) آن را ارائه کرده‌اند و مدعی‌اند آدمی بر بدبیاری و فلاکت دیگری می‌خندد. نظریه آرامش (relief) که بیشتر مورد پسند روان‌شناسان است، طنز را بخشی از مکانیزمی می‌داند که تنش روانی را کاهش داده و باعث غلبه بر ترس‌ها می‌شود، هربرت اسپنسر، فروید و جان دیوئی از قائلین به این دیدگاه هستند. نظریه ناسازگاری (incongruity) که با رساله خواندنی «در باب خنده» هاچسون (۱۷۲۵) آغاز می‌شود، عظیم‌ترین بدنه فلسفی را توسط علمای فلسفه غرب (کانت، هگل، شوپنهاور،…) در حوزه طنز تولید کرده است. دنبالهٔ همین جریان اکنون نیز پر هیاهو‌ترین دیدگاه در مطالعات طنز است تحت عنوان آنچه که راسکین و آتاردو «نظریه عمومی طنز [کلامی]» می‌نامند. به طور کلی همگی [با اختلافاتی] معتقدند که بین آنچه در طنز رخ می‌دهد (معمولاً گفته می‌شود) با انتظارات و واقعیات اجتماعی (و در متن) ناسازگاری و عدم تجانس وجود دارد و همین منجر به خنده می‌شود. (نظریات کمتر مقبولی همچون نظریه غریزی-تکاملی، نظریه شگفتی، و… نیز وجود داشته و دارند. کتاب دینل در باب زباننشاسی طنز یا مجموعه گلدشتین درباب روانشاسی طنز را ببینید.)

هر سه این نظریات رویکردی جهانشمول به طنز و شوخی داشته‌اند و به گمانشان طنز به یکی از این دلایل توسط [همه] انسان‌ها بکار گرفته می‌شود. هر کدام نیز خود به ده‌ها شاخه تقسیم می‌شوند.

در مطلب بعدی خواهم نوشت که نه تنها شواهد‌ شناختی و زبانی اندکی برای جهانشمول بودن طنز و شوخی در میان تمام اقوام و زبان‌ها وجود دارد، بلکه تحقیقات معاصر نشان می‌دهد در حالی که اثبات شده «خنده» یک ویژگی جهانشمول است (و مثلاً واژه‌ای برای ارجاع به فعل خندیدن در تمام زبان‌ها وجود دارد)، طنز و شوخی ویژگی‌های جهانشمول بشری نیستند، و ماهیت، نوع و شکل بروز (یا حتی عدم بروز) آن کاملاً وابسته به فرهنگ و زبانی ست که در آن تولید و فهمیده می شوند.

 

Advertisements