نگاهی به زبان وجود دارد که با وسواسی زیاد بر لزوم “درست نویسی” تاکید می کند. در این نظرگاه فارسی ناموسی است که باید حفظ و حراست شود. معمولاً گمان می‌کنند آنچه افراد با خاستگاه‌های متفاوت قومی، طبقاتی، و… از زبان بروز می‌دهند و معنا را نیز منتقل می‌کنند غلط است. همچنین، از واژه‌هایی که از زبان‌های دیگر قرض گرفته می‌شود نالان‌اند. از هنگامی که ارتباطات فارسی زبانان بیشتر در فضای مجازی رخ می‌دهد، تعداد زیادی از افراد نیز خواسته یا ناخواسته در امتداد چنین کوششی اهتمام کرده‌اند. می‌توان این گروه از افراد را «گشتِ ارشاد زبان» نامید. انجیل یا آئین نامه این گشت ارشاد نیز تالیف مرحوم ابوالحسن نجفی است تحت عنوان «غلط ننویسیم» (مرحوم نجفی مترجم و ادیب بزرگی بود، اما برخی از روی غفلت او را زبان‌شناس هم نامیده‌اند – برای توضیح بیشتر مقاله اول باطنی را ببینید). طبیعتاً سردمدار چنین کوششی، ویراستاران هستند که به اقتضای شغل باید نوشته‌های نویسندگان را سره سازند، اما این مسئله محدود به آن‌ها نیست و چنین رفتارهایی بیش از این روی می دهد. چنین کوششی در ایرانِ جدید از فتحعلی آخوندزاده و کسروی در دوران مشروطه و اوایل حکومت رضاشاه آغاز می‌شود، و همیشه هم در پیوند با شکوه آریایی و عظمت ایرانی بوده است. همانطور که آریایی گرایی و ناسیونالیسم خریدار دارد و نقد ناسیونالیسم کمتر دیده می‌شود، کتاب و ایده‌های موهوم همچون «غلط ننویسیم» محبوب می‌شود، اما نقد زبانشناسان ایرانی بر غیرعلمی و غیرعملی بودن این ایده‌ها نه دیده می‌شود و نه خوانده می‌شود. از بزرگان زبان‌شناسی ایرانی که نقدی (معمولاً سهمگین) نوشته‌اند می‌توان به دکتر باطنی یا دکتر حق‌شناس اشاره کرد. حتی کتب باقی زبانشناسان ایرانی همچون «تاریخ زبان فارسی» نوشته پرویز ناتل خانلری (۱۳۴۸) هم پر از فراست نسبت به زبان است که در کتابی غیرعلمی همچون «غلط ننویسیم» غایب است.

نقد باطنی (اجازه بدهید غلط بنویسیم):

http://goo.gl/7peUlX

نقد باطنی (هیاهوی بسیار بر سر هیچ):

http://goo.gl/kHN6hC

یک مطلب خوب در مورد این کشاکش:

http://goo.gl/kX8QPZ

یک مورد بسیار پر سروصدا از این امر کردن‌ به درست نوشتن، مورد «می‌باشد» است. ابوالحسن نجفی در این کتاب خود ابتدا اذعان می‌کند که چنین صورتی از فعل اسنادی در نوشته‌های معتبر فارسی به کار رفته (نه به توا‌تر «است» و البته نمی‌داند در برخی گویش‌های فارسی معمولاً «می‌باشد» بیشتر از «است» بکار می‌رود)، اما در ادامه می گوید بهتر است از «است» استفاده کنیم چون اولاً “می باشد” «رایج نیست»، و ثانیاً «هیچ فرقی بین است و می‌باشد نیست». چنین استدلالی محملی است که ده‌ها سردبیر و ویراستار و کابران ناآگاه اینترنت معمولاً به مطلبی که در آن از «می‌باشد» استفاده شده حمله کنند و در ژستی علامه وار به غلط بودن «می‌باشد» اشاره کنند. دلیلش را که بپرسی، حتی نمی‌دانند “می‌باشد” چه نوع فعلی است.

امیدوارم روزی برای بسیاری، فرق بین علم زبان‌شناسی با چنان بدنهٔ عظیمی از تحقیق و پژوهش با این اوامر دستوری مشخص باشد. کتاب نجفی می‌توانست یک دستورالعمل یک ناشر برای هماهنگی ویراستارانش باشد. اما تصور اینکه این کتاب، پژوهشی زبان‌شناختی است، اول، وهن زبان‌شناسی است و دوم، بیانگر بیگانگی با تاریخ زبان (فارسی).

زبان‌شناسی – به طور کلی- علمی است که چگونگی ارتباط انسان‌ها بر اساس قرارداد‌ها را بررسی می‌کند، چه درزمانی و چه همزمانی؛ به ده‌ها شاخه هم تقسیم می‌شود، از جمله زبان‌شناسی فرهنگی، زبان‌شناسی اجتماعی، نحو، کاربرد‌شناسی، معنا‌شناسی، زبان‌شناسی‌شناختی، آوا‌شناسی و …. امر و نهی کردن در مورد صورت‌های مصطلح یک زبان در زمان‌های گوناگون، شاید از امور پیامبران باشد، اما علمای نظریه‌پرداز زبان‌شناسی چنین ادعایی نکرده‌اند.

 

Advertisements