وکیل عبدالسلام – مظنون حملات پاریس که اکنون در بازداشت است – در مصاحبه با لیبراسیون پس از آنکه به هوش و ذکاوت موکلش متلک می‌اندازد، می‌گوید: «من ازش پرسیدم که قرآن رو خوونده، چون خود من خونده‌ام. بهم جواب داد که تفسیر خودم رو از قرآن روی اینترنت خوونده‌ام. برای ذهن‌های ساده، همین عالیست، همین شبکه [اینترنت] نهایتی ست که قادر به درکش هستند.»

بعد از خواندن این مصاحبه دو نکته به ذهنم رسید. اول اینکه مجبور نبود وکالت کسی که اینقدر ازش منتفر است را بر عهده بگیرد. البته خودش می‌گوید بعد که ارتباطش در حملات بروکسل را هم دریافت، از قبول کردن وکالت پشیمان شد. به گمانم دلیلی غیرصادقانه است. چطور بعد از قتل عام پاریس وکالت را قبول کرد و پس از حملات بروکسل که از نظر مقیاس کمتر از پاریس بود، پشیمان شد!؟ وکیل تروریست شدن، ربطی به مقیاس جنایت ندارد. وکالت چنین پرونده‌ای کاری بسیار دشوار است. کمک کردن به کسی که اکثریت جهان (حتی خودت) از او منتفرند، ظرفیت بالای ذهنی و عمق فسلفی و اخلاقی نیاز دارد.

Social-Networks

نکته دوم، اشاره‌اش به شبکه‌های اینترنتی است. من با او موافقم که شبکه‌های اجتماعی عمق ‌معرفتی افراد را کاهش، اما گسترهٔ تجربه آن‌ها را افزایش داده‌اند؛ این به گمانم می‌تواند معنای «ذهن‌های ساده» باشد. با این همه، نگاه او حاوی یک ساده انگاری است. اتفاقاً بد‌ترین تاثیر شبکه‌های اجتماعی بر فعالین مترقی بوده است تا فعالین بنیادگرا. فعالین دموکراسی خواه، مدافعان حقوق بشر، و لیبرال‌های حوزه عمومی در اثر گستردگی شبکه‌های اجتماعی کم عمق‌تر شده‌اند، بیشتر به فضای مجازی وابسته شده‌اند، و با نوشتن در مدیوم مجازی (مثلاً در فیسبوک – که این نوشته‌ها نیز ده سال پیش توسط هر نشریه ای مرجوع می‌شد) به فعالیتشان گسترش می‌دهند. فایده چنین رویکردی، شبکه‌ای بهم پیوسته از فعالین در یک کشور یا حتی در سطح جهان شده است که کاملاً با هم آشنا هستند و از فعالیت هم خبردار. جنبه منفی ماجرا آنجاست که همین فعالیت‌ها در سطح مجازی «نهایتی است که این‌ها قادر به انجامش هستند». در معدود مواردی پویش‌هایی مجازی تاثیراتی بر واقعیت عینی داشته است. اما در مجموع، اوضاع حقوق بشر در جهان بد‌تر شده است، دموکراسی هر روز تحت فشار و خطر بیشتری از جانب اقتدارگرایی و راستگرایی [افراطی] قرار گرفته است، و لیبرالیسم تحت ضرب‌ترین اندیشه در حوزهٔ عمومی است. دلیل ساده‌اش، گسست این فعالین از آنچه واقعاً در حال رخ دادن است. از طرف دیگر، بر خلاف تصور وکیل عبدالسلام، بنیادگرایان تبلیغاتشان را در شبکه‌ها گسترش می‌دهند، اما فراموش نمی‌کنند جنایتشان را در آنچه که واقعاً رخ می‌دهد ادامه دهند.

القای چنین ذهنیتی که تروریست‌ها ساده لوح و احمق هستند، فقط باعث می‌شود جهانِ اندیشه‌های آزاد بیشتر دچار ضربه شود. همانطور که در دو دههٔ اخیر عده‌ای گمان می‌کردند مدل‌های اقتدارگرایانه در روسیه و چین ساده لوحانه است و بزودی شکست می‌خورند. من در اینکه احتمالاً شکست خواهند خورد زیادی تردید ندارم، اما تعداد کشورهایی که به سمت اقتدارگرایی و راست افراطی میل بر می‌دارند را بشمارید (در این مورد خواهم نوشت). این تعداد روز افزون، حتی اگر دولت‌های مستعجل هم باشند، هزینه‌های زیادی بر جهان وارد خواهند کرد. بهر حال، دشمن را نباید ساده لوح و احمق تصور و تصویر کرد.

 

Advertisements