فیلم «کبوتری بر شاخه‌ای نشست و بر هستی تامل کرد» را می‌توان شمایل (*) خود کارگردان دانست: یک شمایل شکن (**)ا

فیلم همانقدر که گاهی تعمداً (همچون عنوانش) کش می‌آید، از سوی دیگر حاوی برخی صحنه‌های باشکوه است. فیلم بنا دارد نگاهی «ناآشنا» به امر روزمره انسانی بیاندازد؛ ابتکارات کارگردان: بی‌زمانی یا در واقع تداخل رویدادهای تاریخی، ابزورد بودن، بکارگیری چندین تکنیک سوررئالیسی در متن، و استفادهٔ مناسب از سنّت فیلمسازی اسکاندیناوی است. فیلم دو جنبه مثبت دیگر هم برای انعکاس وضعیت انسان‌ها دارد: اول زبان-آگاه بودن مولف در انتخاب نشانه‌های (بیشتر زبانی) و دوم استفاده از طنز و آیرونی سرد (***)ا
به نظر من، فیلم بی‌نقص نیست. اما کاستی‌ها و زیاده روی(/گویی)‌های فیلم مانع از لذت بردن از اثر نمی‌شود

*icon
**Iconoclastic
***deadpan:

Advertisements