چند لحظه ای اگر ساختارگرا شویم، به یاد می آوریم که یک دال (صورت آوایی نشانه) محرک یک مدلول (مفهوم یا تصویر ذهنی) است. همین کلماتی که من می نویسم اشکال آوایی تثبیت شده ی یکسری مدلول در ذهن شماست که بر اساس اجماع درون زبانی-فرهنگی پذیرفته شده و برای ما معنادار است.
تصویر کنید من روی دیواری بزرگ بنویسم “سردار جعفری به تقلب در انتخابات 88 اعتراف کرد”. من از عناصر پذیرفته شده ی زبانی بهره گرفته ام تا “پیامی” را منتقل کنم. پیامی که برای همه معنادار است، و مشخصاً دلالتی علیه اقتدارگرایی حاکم است که صحبت کردن یا در واقع “متهم کردن” سردار سپاه را تبدیل به تابو کرده و مشمول مجازات می شود. از طرفی دیگر، آنانی که از جغرافیای اقتدارگرایی دورتر شده اند، به طور مکرر اخیراً از این رخداد یاد کرده اند. در نتیجه، چنین کاری جز به وندالیسم تخیّلی تعبیر نخواهد شد.

حال، فردی (یا گروهی) در گرافیتی ذیل، مستقیماً اقتدار و اقتدارگرایی را هدف قرار نداده، بلکه “قدرت” در معنایی فوکویی را هدف حمله قرار داده است. بگذارید اول ببینیم هنرمند چه کرده است.

رابطه نشانه ها در فضای اجتماعی چنین رابطه ایست:

صورت آوایی (معنادار- واقعیت زبانی اجماع شده)  ——–> مدلول (تصور ذهنی) بلاواسطه

مثلاً “سردار جغفری” یا “انتخابات 88” هر کدام دالهایی هستند که در جغرافیای گفتمانی ما در زمان اکنون ارجاعات مشخص دلالی دارند. البته گاهی وقتها به دلیل تفاوت منابع شناختی افراد یک جامعه مدلول/تفسیر دچار “قبض و بسط” می شود. اما بطور کلی، دلالت چنین دالهایی مشخضاً سیاسی است چون طبقه حاکم را هدف میگیرد. طبقه ای که بیش از طبقه بودن یک مافیای اقتصادی – نظامی – ایدئولوژیک است.

10462890_559832957472350_3256134038950768834_n

هنرمند در این اثر بجای اینکه از دالهای تثبیت شده استفاده کند، دست به خلق دالی جدید می زند. این ابتکار “دالسازی” نه استعاره است و نه هایپرتکست، اما هم وام دار استعاره است و هم هایپر تکست. تائید دریداست که یک مدلول نمی تواند تنها یک دال داشته باشد، بلکه حتی می تواند در قالب مجاز مرسل ظاهر شود. لینک یوتیوبِ گفته های سردار سپاه اگر در  بافت وب مطرح می شد، یک هایپرتکست لوس و فاقد ادبیت بود. اما “بافت زدایی” از لینک یوتیوب و قرار دادنش بر دیواری در تهران کارکرد لینک را نیز تغییر می دهد. مخاطب مجبور است لینک را بردارد تا بعدتر آن را وارد کرده و مشاهده کند. عملاً روندی خلاف آنیّت دنیای وب.

از طرف دیگر، چنین آشنایی زدایی نه بیانگر ادبیّت یا خلاقیّت بالای کار اوست. بلکه بیانگر سطح بالای انقلابی بودن اوست. او یک بارنمایی از مافیای حاکم را وسیله می گیرد؛ نه خود بازنمایی آنگونه که نقاشی و سینما به ما نشان داده اند، بلکه به صورت نشانه های www که در هایپررئالیته ی امروز معنادار است، و به این اخیرترین صورت بازنمایی هم رحم نکرده، آن را “بافت زدایی” کرده تا علیه روندهای بازتولید قدرت که در زبان هم (بیش از هرجا) بروز می یابد و در رابطه دالها و مدلولها هر لحظه بازتولید می شود طغیان کند. کارکردی که می شود در گرافیتی دیگر او هم دید. زنی که با لباس ورزشی یک جام بر بالای سر گرفته است!

به گمان من، او یک انقلابی است. نه مثل ما درگیر با سیستم ناکارآمد سیاسی، بلکه با روندهای مرسوم قدرت. حالا دیوارهای تهران از شهروندانش انقلابی ترند.

Advertisements