1926237_10152236676354060_1766277369_o

به نظر دموکراسی دچار مشکلاتی شده است، یا حداقل دردسرهایی برایش درست شده است:
اول، در همین چند سالی که از قرن 21 می گذرد، تعداد کشورهای آزاد کاهش (!) پیدا کرده و برخی از دموکراسی ها به صورت ارتجاعی، جای خود را به اقتدارگرایی یا تمامیّت خواهی داده اند. خانه آزادی گزارش داده در 2013 برای هشتمین سال پیاپی، آزادی در جهان کاهش یافته است.
دوم، گرایش افراد از میل و خواسته ی دموکراسی به سمت اقتصاد قوی و سطح رفاه بالاتر گردش پیدا کرده است. دیگر، دموکراسی مرادف و ملازم با رفاه نیست. آلترناتیوهای دیگر، رسیدن به وضعیت معیشتی بهتر را بدون دموکراسی در نظر بسیاری ممکن و عملی کرده اند.
سوم، آلترناتیو دموکراسی در قرن بیستم فاشیسم و کمونیسم بود! در چنین هماوردی، دموکراسی نه تنها موفقتر بود، بلکه از آینده ای شکوفاتر خبر می داد. اکنون چین اصرار دارد که مدلی متفاوت از دموکراسی غربی را پذیرفته و عملی کند که تاکنون بسیار هم موفق بوده است. از طرفی، برخی کشورهای دیگر مایل به پیش گرفتن چنین مسیری هستند: رواندا، دوبی، ویتنام و حتی ایران.
چهارم، در مقایسه با 50 سال پیش، مشارکت افراد در احزاب سیاسی کاهش چشمگیری داشته است. دموکراسی مشارکتی به شکلی که در قرن بیستم تصور می شد، دست نیافتی شده و بیشتر از احتمالاً “دموکراسی های اینترنتی” صحبت به میان می آید.
پنجم، در قرن بیستم، دموکراسی با حمایت و کمک دولتهای غربی و بویژه امریکا برپا و پایدار می شد. اما در چند سال اخیر، با توجه به ظهور قدرتهای جهانی دیگر و بی میلی دولت اوباما، آمریکا نه مایل و نه قادر به حمایت از روندهای دولت-سازی در کشورهای جنوب است.
ششم، بوسیله گسترش عظیم رسانه ها، همه از خانگی ترین معضلات دموکراسی های غربی باخبرند. چرا وقتی کشورهای دموکراتیک قادر به تصویب بودجه خود نیستند یا با بحران بازار سرمایه مواجه اند، دموکراسی هنوز جذاب باشد؟

* تمام موارد بالا، نقدهایی است که می شود به دموکراسی وارد کرد. در اینجا +، به صورت مولتی مدیا می توانید این نقدها را به همراه عکس-نوشته و چند گراف که معضلات دموکراسی را تصویر می کنند ببینید. مقاله پایانی حاوی برخی از راه حلهای ممکن است، از محدود کردن دولت و ضدیت با اکثریت گرایی مرسوم، تا دموکراسی های الکترونیکی.
در اینجا پاسخ فوکویاما، و در اینجا پاسخ دایموند به برخی از این معضلات را می توانید مشاهده کنید.
به گمان من، اگر بناست در پی دموکراسی باشیم، بایست به این سوالات و معضلات پاسخ دهیم. دموکراسی اگر قرار است بومی شود، به تصور من، باید پاسخ ما به این معضلات منتشر و به گفتگو گذاشته شود. در این وضعیت، ما تکلیف مان با ساختار جمهوری اسلامی، نیروهای اصلاح طلب، اپوزیسیون، آمریکا، و چین تاحدودی بسیاری در مسیری که بناست در پیش بگیریم مشخص می شود.

Advertisements