دوستی اخیرا بسیار مشتاقانه می گفت باید علاوه بر حضور فیزیکی افراد در خیابان‏ها، سازمان های اجتماعی ای از معترضان با گل بردن به درب منزل افسران نیروی انتظامی و سپاه و گفتگو با فرزندان آنها و ایجاد سازماندهی ای از این فرزندان، جنبش اعتراضی نسبت به حکومت ایران را به پیش برد. او در یک اشاره ی تکمیلی از کنش هایی مکمل همچون فریاد «الله اکبر» شبانه بر پشت بام های شهرهای ایران برای بسط اعتراض و مرعوب ساختن نیروهای سرکوب و گروه حاکمان نام می برد.

به او نیز گفتم:

مسئله اینجاست که موفقیت حرکت اعتراضی معترضان نه به دلیل کثرت عددی حضور آنها در خیابان ها (آن طور که در پست قبل نوشتم) و نه به دلیل تداوم حضور آنها برای مدتی طولانی است. در شرایط فعلی و چنین وضعیتی، سر دادن شعارها بر بام ها نمی تواند کنشی مداوم بوده، و شروع آن برای چند روز و سپس قطع شدن آن، می تواند نومیدی را در معترضان گسترش دهد.

کنش های اعتراضی و حضور معترضان هنگامی می تواند موثر واقع شود، که برای فرد معترض، در شب اعتراض، «جریان عادی زندگی» در بامداد روز بعد متصور نباشد. به بیانی دیگر و روشن تر، هیچ گاه نباید در شب اعتراض این ایده به ذهن معترض خطور کند که باید خود را به خانه رسانده تا زودتر بخوابد و صبح زود به سرکار رود.

Advertisements