« در جامعه غربی نیز همچون جامعه ما نسبت به ابزار هژمونیک همچون احزاب و رسانه های جمعی، نگرش منفی وجود دارد اما نسبت به مدرسه، این حالت وجود ندارد، یعنی در سطح عمومی به همان میزان که از تلویزیون و سایر ابزارهای جامعه مدنی انتقاد می شود، مدرسه مورد انتقاد قرار نمی گیرد اما در سطح نخبگان در آنجا این طور نیست. برای مثال می توان به ایده های ایلیچ، ایده «ضد مدرسه» و «از بین بردن نهاد مدرسه به شکل رایج» اشاره کرد یا حتی به گرامشی، آلتوسر، بوردیو، و همه کسانی که ذیل نظریه «بازتولید» فعالیت می کنند، اشاره کرد که همگی از منتقدان مدرسه هستند، ولی هیچ یک از آنها جز ایلیچ، خواستار از بین رفتن چنین نهادی نیستند، چرا که وجود مدرسه را ضروری می دانند. در عین حال در سطح نظری و فکری، انتقادهای زیادی به مدرسه شده است. به هر حال به تعبیر بوردیو، ایدئولوژی آموزش علم (تقدیس آگاهی)، ایدئولوژی شایسته سالاری، و حذف دانش غیر علمی، همگی سبب شده در سطح جهانی، نقد نسبت به نهاد مدرسه بسیار محدود شود.

[…] آلتوسر جمله معروفی دارد و گرامشی نیز بر همین باور است. آلتوسر معتقد است که مدرسه در نظام سرمایه داری تنها جایی است که دانش آموزان هشت تا 12 ساعت، در اختیار حکومت قرار می گیرند و این بازه زمانی، زمان زیادی برای اذهان در حال تکوین و شکل گیری است. آلتوسر، حتی مهم ترین عنصر در سمفونی بزرگ نهادهای جامعه مدنی برای بازتولید مناسبات تولید سرمایه دارانه را «مدرسه» می داند. بوردیو نیز جامعه شناسی آموزش و پرورش را همه جامعه شناسی می دانست. بنابر این دیده می شود که برای نظریه پردازان بازتولید، مسئله «مدرسه» بسیار اهمیت دارد. اینکه مدرسه چگونه می تواند این کار را انجام دهد، سوال اساسی است. همانطور که در سراسر دنیا و در همه مدارس در حال اتفاق است، در ابتدا به واسطه متن کتاب های درسی، می توان موارد مورد نظر را به خورد دانش آموزان داده و آنها نیز بازخورد دهند. ضمن اینکه روابط زنده ای در مدرسه حاکم است و همین سبب می شود روابط تا حدی زیادی کنترل شوند و رویه های موجود، باز هم تداوم بخش همان باورها و ارزش های در حال تحصیل باشند. مدرسه، به ظاهر همین دو عنصر ساده را در اختیار دارد، با این وجود هیچ یک از متفکران اشاره شده موافق از میان بر داشتن مدرسه نیستند. اتفاقا تولید «ضد هژمونی» را به واسطه مدرسه می دانند. هم اکنون بحث های تعلیم و تربیت بر آموزش انتقادی تمرکز کرده است و موضوع بر سر بود و نبود آموزش انتقادی در مدارس نیست. »

منبع متن بالا: محمد رضایی، مصاحبه با روزنامه کارگزاران، 8مهر 1387، ص 12.

برای مطالعه بیشتر: رضایی، محمد. ناسازه های گفتمان مدرسه. انتشارات جامعه و فرهنگ: تهران 1387.

همچنین ر.ک. به مدارس و وضعیت کتب و روابط اجتماعی حاکم بر آن در مدارس جمهوری اسلامی: تفکیک جنسیتی، کتب آموزشی دبستان، نظام تربیت آموزگاران در مراکز تربیت معلم، آئین نامه های انضباطی ابلاغ شده به مدیران مدارس جهت برقراری نظم و مراسم فوق برنامه.

 

Advertisements