سال گذشته بود انگار./ میان راهرو های این باغ / یا یک باغ دیگر در پشت عمارت بزرگ این هتل. / من، دست تو را گرفته بودم و لا به لای درختان قدم می زدیم./  من نگاهی به دستان گره کردمان انداختم،/ کلیشه ی این نما، تمام چشمانم را گرفت./ دستم را از دست تو کشیدم،/ فریاد زدم، دویدم/ و از تو دور و دور تر شدم./ تو لبخند به لب، به من نگاه می کردی./ من دور می شدم./ به انتهای باغ که رسیدم، باز، تو ایستاده بودی./ یک دستت را به سویم دراز کردی/ و باز لبخند زدی./ به پشت سرم نگاه کردم تا تویی را که آن ابتدای باغ جا گذاشته بودم/  ببینم./ در پشت سرم،/ جز دیواری که رویش مدت ها بود، لایه ای از خار و تیغ روییده بود،/ چیزی نبود…

 

سال گذشته در مارین باد-1

Advertisements