ادبیات جنایات حقیقی 

“جنایات-حقیقی”[i] واژه ی اخیرا وضع شده ای برای اشاره به شرح های غیر داستانی جنایات واقعی، و معمولا قتل ها است. [تاکنون] مطالعه ی نظام مند اندکی پیرامون این ژانر یا خوانندگان آن وجود داشته است؛ منتقدین و ناشرین، نظریه های متناقضی در مورد ادبیات جنایات حقیقی ارائه می کنند. گرچه واژه  و محبوبیت این ژانر نسبتا جدید اند، اما شرح های واقعی از جنایات نه [جدید نیستند]. شرح جنایات حقیقی به قرن 18 بر می گردد، و نویسندگانی همچون ادموند پیرسون[ii]، ویلیام راهد[iii]، و جاناتان گودمن[iv] بهره برداری از [اتفاقات] جنایی را پیشتر در قرن بیستم توصیف کردند. منتقدین بر این اعتقادند که کتاب “سنگدلانه”[v] (1966) از ترومن کاپوتی[vi] تولد این ژانر بود. این کتاب که یک رمان غیر داستانی نامیده شد، نه خیلی وفادار به واقعیت، شرحی از قتل یک خانواده کانزاسی بود که در آن کاپوتی بر قاتلان تمرکز می کند – و نه قربانیان، آن گونه که پیش تر الگو بود – در تلاش برای اینکه توضیح دهد چرا قاتلین آن گونه عمل کردند. اثر کاپوتی و کتاب نورمن میلر[vii] “آواز دژخیم”[viii] (1980) کلاسیک های این ژانر در نظر گرفته می شوند.

در دهه ی 1980، بازار کتاب های جنایات حقیقی محبوبیت بی سابقه ای کسب کرد. بسیاری از منتقدین اشاره می کنند ظهور تلویزیون [همچون نشریات] تابلوئید، حساسیت زدایی از خشونت، و افزایش پوشش رسانه ای جنایات به افزایش تقاضا نسبت به شرح های واقعی، بویژه از قتل های سریالی، منتهی شد. به رغم این که تعدادی از منتقدین استدلال می کنند که محبوبیت ژانر جنایات حقیقی منحصرا پدیده ای آمریکایی است، بقیه ی مفسرین اشاره می کنند که کتاب های جنایات حقیقی در انگلستان – کشوری با آمار پایین آدمکشی- [نیز] بسیار محبوب هستند. برخی متخصصین [دانشگاهی] اظهار کرده اند که خوانندگان [با خواندن چنین آثاری] بوسیله ی توصیفات نویسندگان از قاتلان به صورتی هیولاوار و غیر انسانی، [و] قرار دادن آنها خارج از حوزه ی «جامعه ی طبیعی» قوت قلب می گیرند. با این وجود نویسندگانی مثل کاپوتی و میلر تقریبا با احساس همدردی [در آثارشان]، بر اینکه چگونه حادثه های کوچک جنایی نوجوانان، آنها را به قاتل تبدیل می کند تمرکز کرده اند. بیشتر مفسرین بر این اعتقادند که محبوب ترین کتاب های جنایات حقیقی، قربانیان – که به طور معمول امریکایی اند – را این گونه تصویر می کنند: شبیه به خوانندگان خود؛ با تمرکز بر یک جنایت که خشن و مخوف است؛ با خاتمه یافتن به محکومیت یک امر بزهکارانه؛ و ارائه ی تفسیری بر جوانبی از جامعه ی معاصر. برخی از محبوب ترین نویسندگان جنایات حقیقی امروز آن رول[ix]، جک اولسن[x]، و جو مک گینیس[xi] هستند.

 

توضیح: آنچه در بالا آمد مقدمه ی مدخل ادبیات جنایات حقیقی در جلد 99 از دایرة المعارف نقد ادبی معاصر انتشارات گیل به نام (Contemporary Literary Criticism) است. این دایرة المعارف که من از 254 جلدش آگاهم (و جلد 254 آن چاپ سال 2009 است)، شامل مدخل هایی از ژاک دریدای فیلسوف، ال. دکتروف رمان نویس، تا امینم خواننده ی رپ و میشائیل هانکه فیلمساز را در بر می گیرد. بر این قصدم تا بخش های نو اش برای خواننده ی فارسی زبان را ترجمه و همچون مورد بالا در این مدیوم منتشر کنم. در این برنامه که شاید سال ها طول بکشد، بیشتر مدخل های موضوعی مد نظرم خواهد بود تا مدخل هایی که به اشخاص می پردازند.

پی نوشت: همین چند ماه پیش بود که هنوز در موسسه ی زبانی در بابلسر مشغول تدریس زبان بودم. همکاری داشتم به نام خانم کشمیری؛ روزی با مجموعه ی این دایرة المعارف به دفتر موسسه آمد و به تعبیر خودش به دلیل اینکه «این بیشتر به درد شما می خورد» مجموعه را در اختیارم گزارد. به طور ویژه از او سپاسگزارم.

 

1. True-Crime  2. Edmund Pearson  3. William Roughead  4. Jonathan Goodman  5. In Cold Blood  6. Truman Capote  7. Norman Mailer  8. The Executioner Song  9. Ann Rule  10. Jack Olsen  11. Joe McGinniss

A . Stanley, Deborah (Editor). Contemporary Literary Criticism: vol.99. Yearbook 1996. Detroit: Gale Research, 1997.

Advertisements