مبین به سیب زنخدان که چاه در راهست

کجا همی روی ایدل بدین شتاب کجا

 

در گذشته می گفتند که زنخدان و گودی آن نشان بخت بلند است؛ نشان اقبال، مهرویی، دلنوازی، و… . آنانی که دچار ِ عشق این “زنخدان داران” می شوند هم، ایضا، دچار و گرفتار بلندی طالع و اقبال می شوند. “تباین” زیبایی است در خط اول این شعر، که این زنخدان به چاه تشبیه شده است. به زندگی عاطفی انسان ها که می نگریم – حتی من و شما – به هنگامه ی عشق، بی کله به سوی «زنخدانی» که در یار کشف می کنیم می رویم. عاشق، زنخدانی در معشوق کشف می کند و قاطع یقین می برد که به سوی اقبال بلند و بهجت، رهنمایش خواهد کرد. دل این چنین با شتاب می رود و طنز ِ (سورئالیستی به تعبیر برتون) زندگی این است، که میان چنین هستی ای و در میان تجربه ی چنین زیستی، صاحبدل بی شک خواهد گفت:

 

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل

کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها

 

در حوالی محله ی حافظ -1

 

Advertisements