فرهنگ یا زبان – دریچه ی ورود به اولی – مبتنی بر دوگانه هاست. دوگانه هایی که در تضاد با هم معناهای درون فرهنگی/ درون زبانی را می سازند. در پشت این دو زن (مقابل مردانگی که «دارا»ست) نمادهای فرهنگی یک قوم قرار دارد. قومی که چندین قرنی است مبنای مشروعیت بخش به کنش های اجتماعی اش، توان و تاثیر فا.لوس (ها) است. فا.لوس ها در جای جای فرهنگمان قد افراشته اند و نظمی جنسی- جسمی آفریده اند که همه را در ذیل مفاهیم گفتمانی اش به تحرک و کنش وادار کرده است. راهی نیست جز انقیاد تن ها و فکرها در این نظم گفتمانی و نشانه هایش که محکم سر جایشان ایستاده اند. این دو زن ( همان ها که «ندارند» و مقابل مردانگی اند و بزرگترین معنای اجتماعی را ساخته اند) پشت به فا.لوس ها ایستاده اند و چشم هایشان را پوشانده به چیزهایی فکر می کنند. بر پیشانی شان پارچه ای سبز بسته اند تا ساختار های صوری را بشکنند. آیا آینده ی این سبزها می تواند ساختارهای زبانی و فرهنگی را نیز بشکند؟ می توانند binaryها را از مرکز خالی کنند؟ می توانند آنتی فا.لوس…

 

Advertisements